ایرانِ کهن

آینده ازآن مردمانی است که گذشته ی خود را میشناسند

داستان هرمزان
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: فرهنگی ، تاریخ باستان ، ساسانیان

آیا می دانستید چرا پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟ 

هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می‌کرد. هرمزان که یکی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی که هرمزان در نتیجه خیانت یک نفر با وضعی ناامید کننده روبرو شد، نخست در قلعه‌ای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد که هر گاه او را امان دهد، خود را تسلیم وی خواهد کرد. ابوموسی اشعری نیز موافقت کرد از کشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را که در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دکتر صلاح‌الدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)

پس از اینکه تازیها هرمزان را وارد مدینه کردند، ... لباس رسمی هرمزان را که ردائی از دیبای زربفت بود که تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را که «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی که عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تکلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشه‌ای از مسجد خفته و تازیانه‌ای زیر سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش کرد: «پس امیرالمؤمنین کجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشاره‌ای کردند و پاسخ دادند: «مگر نمی‌بینی، آن امیرالمؤمنین است.»

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست کمی با هرمزان گفتگو کرد و سپس فرمان داد، او را بکشند.

هرمزان درخواست کرد، پیش از کشته شدن به او کمی آب آشامیدنی بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت کرد و هنگامی که ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ کرد. عمر سبب این کار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بکشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، کشته نخواهد شد. پس از اینکه هرمزان از عمر این قول را گرفت، آب را بر زمین ریخت. عمر نیز ناچار به قول خود وفا کرد و از کشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند

 


 
بهرام دوم و بهرام سوم ساسانی
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: تاریخ باستان ، ساسانیان

بهرام دوم

پس از بهرام اول ، پسرش بر تخت نشست. وی مردی ستمگر ، خون خوار و سخت کش بود. بزرگان کشور توطئه کرده خواستند او را از میان بردارند. ولی موبد موبدان پادرمیانی کرده  و را از مرگ رهایی بخشید و به وی درباره ی تغییر رفتارش اندرز فراوان داد. بهرام نیز منش خود را به کلی دگرگون کرد و تا پایان زندگی عادل و داد پیشه گرفت.


 
بهرام اول ساسانی
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: تاریخ باستان ، ساسانیان

بهرام اول

هرمزد برادری بنام بهرام داشت که پس از درگذشت او ، بر اریکه ی شاهی قرار گرفت و نامش به پهلوی «ورهران» است. در زمان سلطنت بهرام اول ، ملکه ی زنوبیا پادشاه تدمر از ایران خواست تا او را در برابر یونانیان مورد حمایت قرار دهد و نیرویی به یاریش فرستد. دولت ایران به کمک جدی مبادرت نورزید، بلکه اندک نیرویی در اختیارش گذاشت که سودمند واقع نشد.


 
هرمزد اول ساسانی
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: تاریخ باستان ، ساسانیان

هرمزد اول

پس شاپور اول ، پسرش در سال 272 بر سر پادشاهی نشست. وی پیش از رسیدن به سلطنت ، هرمزد اردشیر نام داشت. هرمزد بنیادگذار شهر هرمزد اردشیر در خوزستان بود که عربها آنرا سوق الاهواز خواندند. او در دروران ولیعهدی ، حکمران خراسان بود.هرمزد پس از رسیدن به سلطنت ، مانی را که از ایران عزیمت کرده بود فراخواند ، او را در کاخ خود در دستگرد پناه بخشید و مورد حمایت و نوازش قرار داد . عمر سلطنت هرمزد کوتاه بود و وی پس از یکسال پادشاهی درگذشت. نام این پادشاه بزبان پهلوی «هرمزد» و لقبش «دلیر» بود.


 
شاپور اول، فاتح نبرد های ایران و روم
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: تاریخ باستان ، ساسانیان

شاپور اول

اردشیر اول بسال 240میلادی درگذشت و فرزندش شاپور اول بر جای وی قرار گرفت . شاپور در آغاز سلطنت با شورش حران و ارمنستان روبرو گردید. آشوب ارمنستان را به زودی و در نهایت سهولت فرونشاند. ولی حران بسختی در برابر شاه جدید پایداری کرد، بطوریکه شاپور از فتح آن ناحیه نا امید گردید. اما در این میان بروز پیشامدی موجب تسلط وی بر حران شد. و اما شرح قضیه : دختر پادشاه حران که شدیداً به شاپور علاقه مند و دلبسته شده بود ، پیام فرستاد که چنانچه وی را به همسری خود درآورد ، حاضر است دروازه ی شهر را بروی سپاهیان ایران بگشاید. شاپور این شرط را پذیرفت. دختر به پدر خویش خیانت ورزید و شهر را به پادشاه ایران تسلیم کرد. ولی شاپور نه تنها ویرا به ازدواج خود در نیاورد ، بلکه دستور داد او را به هلاکت رسانند. شاپور پس از فتح حران ، شهرهای کرمان ، خوزستان ، عمان ، مکران ، باختر ، خراسان و توران را تصرف کرد. سپس به هند لشکر کشید و تا پنجاب پیش رفت. آن گاه متوجه رومیان شد و دوباره با ایشان مقابله و نبرد کرد. 


 
سر دودمان ساسانیان ؛ اردشیر بابکان
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: تاریخ باستان ، ساسانیان

اردشیر بابکان

اردشیر سودای شاهی در سر می پروراند.پاپک که از اندیشه و منظور فرزند جاه طلب خویش آگاهی یافته بود، طی نامه ای از اردوان پنجم پادشاه اشکانی اجازه خواست که مقام و منصب شاهی گوچیهر را به فرزند بزرگترش شاپور واگذارد. اردوان در پاسخ نوشت که او پاپک و اردشیر را یاغی و گردنکش می شناسد. پس از اندک زمانی پاپک درگذشت و شاپور جانشین وی شد. میان دو برادر – شاپور و اردشیر- اختلاف افتاد و کار به مجادله نزاع کشید. اما شاپور ناگهان در گذشت. داستان مرگ شاپور را بدین گونه نقل کرده اند که وی در طی نبرد با برادر ، به هنگاه تاخت بر دارابگرد ، به خانه ویرانی فرود آمد. اما هنوز چیزی از ورودش به آن خانه نگذشته بو که ناگاه سنگی از سقف فروافتاد و او را از پای درآورد.


 
ارتش ساسانی
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: ساسانیان ، تاریخ باستان

به نام خداوند جان و خرد

سیستم ارتش ایران در زمان ساسانیان

دورد بر یاران عزیز هم میهنم. در این مطلب تلاش میشود تا اطلاعات مفیدی در رابطه با ارتش ساسانیان به شما عزیزان ارائه شود. شما میدانید که ساسانیان بارها و بارها رومیان مغرور را به خاک مذلت کشانیدند. شاید این امر مارا کنجکاو کند که درون این ارتش نیرومند که این چنین دشمنش را به خاک زد چه بود و چه گذشت.


 
خسرو انوشیروان دادگر
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: تاریخ باستان ، ساسانیان

خسرو اول (کسری) انوشیروان دادگر، شاهنشاه ایران از سلسله ساسانیان بین سالهای ۵۳۱ تا ۵۷۹ میلادی بود. کسری انوشیروان مشهورترین و بزرگترین پادشاه ساسانی و یکی از تاثیر گذارترین شاهان ایران در طول تاریخ بوده است. در زمان او قصرهای باشکوه، شهرها، راه های تجاری، پل ها و سد های بسیاری ساخته شدند که برخی از آنها تا این زمان نیز همچنان پا بر جا هستند. در زمان فرمانروایی او دانش و هنر در ایران و امپراتوری ساسانی به نهایت شکوه و عظمت خود رسیده بود. دوره شاهنشاهی او به همراه دوره فرمانروایی نوه اش یعنی خسرو دوم (خسرو پرویز) به عنوان دومین دوره طلایی امپراطوری ساسانیان شناخته میشود.


 
نامه عمر به یزد گرد سوم سا سانی و پاسخ یزد گرد به آن
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: تاریخ باستان ، ساسانیان

 نامه عمر به یزد گرد سوم سا سانی و پاسخ یزد گرد به آن



یک سند تاریخی-

ایران ما آنچه برای آگاهی هم وطننان ارجمند ایرانی در ذیل می آید متن ترجمه نامه عمر خلیفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجامید .